چرا غربزدگان سعادت جامعه را در کنار گذاشتن نقش دین از جامعه و تفیک آن از علم و سیاست می دانند؟

چرا غربزدگان سعادت جامعه را در کنار گذاشتن نقش دین از جامعه و تفیک آن از علم و سیاست می دانند؟

نویسنده: admin - ۱۳۹۷/۱۰/۲۶

چرا غربزدگان سعادت جامعه را در کنار گذاشتن نقش دین از جامعه و تفیک آن از علم و سیاست می دانند؟   

یکی از خصلتهای انسان مقایسه است و اساساً انسان اشکال قابل تصور خود را از اشیاء بر پایه مشاهدات عینی خود شکل می دهد و آن را تصور می¬نماید یا به صورت تجرد و یا به صورت تلفیقی و التقاط ، در مخیله اندیشه انسان چیزی نقش نمی بندد مگر آنچه که دیده به صورت انفرادی و یا اشتراکی ، مثلاً اگر در ذهن خود هیولائی را مشاهده کند آن هیوا مرکب از اشیایی است که آنها را رویت کرده ذهن آنها را کنار هم چیده و از آن هیولایی ساخته پس انسان ناتوان است از ساختن چیزی در ذهن خود که قبلاً آن را ندیده باشد . در ساختار و اندیشه فکری و ایده¬ئولژیکی نیز به ناچار دست به قیاس و همانند سازی می¬زند در پندارها و قضاوتها به سراغ قضایا و حوادث محقق تاریخی می¬رود و وقایع را با یکدیگر می¬سنجد و هر جا تشابهی بین واقعه گذشته و حادثه فعلی می¬یابد به همان صورت قضاوت می¬کند و واقعه کهنه را ملاک اظهار نظر در حادثه جدید می¬پندارد و تشابه و همانندی ظاهری را در این رابطه برای قضاوت کافی می¬داند به تفاوتها و فرقها و تمایزها کمتر توجه می¬کند حتی در وقایع روزمره زندگی خود نیز این رویه را معمول می دارد مثلاً فردی با خوردن دارویی بهبود می یابد آن دارو را برای بیمار مشابه با بیمار اول ولو به ظاهر، تجویز می کند در صورتی که چه بسا ممکن است آن دارو برای بیمار دوم زیان آور باشد ، مثل دوم هواپیمایی سقوط می و سرنشینان آن جان می بازند انسان از سوار شدن به هواپیما می هراسد چون هر دو نام هواپیما دارند و مشابه هم هستند و این مقایسه و قضاوت که در تمام زندگی انسانها نقش دارند او را به قضاوتها و باورهای غلطی دچار می سازد و این ماجرا و عملکرد در انسانهای سطحی نگر بیشتر از افرادی است که ژرف اندیش اند اندک اند کسانی که در مقایسه دو حادثه مشابه تمام زوایای قضیه را بررسی و به نکات ریز و دقیق و تفاوتهای ظریف آن دو واقعه با یکدیگر پی¬ببرند. قبل از رنسانس علمی در اروپا کلیسا و اربابان آن بر تمام شئون مسیحیت حکومت داشتند و به علت پنداری غلط تحقیقات در طبیعت و ارائه نظریات مبتنی بر کشف مجهلات را مساوی کفر می¬دانستند و باری سرکوب دانشمندان و جلوگیری از اظهار نظر آنان در رابطه با طبیعت سازمان جهنمی انگزیسیون (یا تفتیش عقاید) را پایه گذاری کردند و جمعی از دانشمندان چون گالیله و پاسکال و کپرنیک و دهها فرد دیگر را به جرم اظهارنظر علمی در کوره¬های آدم سوزی سوزاندند و برخی دیگر را مجبور به توجه اجباری کردند رنسانس علمی در ۱۹ میلادی در اروپا آغاز و در قرن ۱۶ میلادی به وسیله کشیشی به نام(آراسموس) زمینه انقلاب گسترده تری را برای (مارتین لوتر) فراهم کرد و دوران سیاه و نکبت بار قرون وسطی بدین صورت پایان گرفت و علم از سیطره¬ی کلیسا رهایی یافت و راه تحقیقات و آموختن علم هموار شد این ماجرا دو تاثیر قهری در جوامع اسلامی به جای گذاشت بازتاب و فرآیند مثبتی برای کسانی که آشنایی کامل از اسلام و فرامین آن داشتند به دست آمد و آن تحکیم هر چه بیشتر اعتقاد به حقانیت اسلام در آنها بود چون در مقایسه مسیحیت در قرون وسطی و اسلام به وضوح فرق فاحشی را بین آن دو می دیدند که مسیحیت با علم و عالم چگونه رفتار کرد ولی در اسلام در حد مبالغه مردم را به آموزش فراگیری علوم تشویق و ترغیب می کند و علم را بالاترین عبادت می داند در قرآن و روایات شواهد بسیاری داریم که به طور شفاف و با صراحت آموختن علم را برتر از هر عملی می داند و مقام عالم را والاتر از همه انسانها می شمارد که یکی از آن آیات این است که خداوند می فرماید « هل یستوی الذین یعلمون و الذین لایعلمون» آیا کسانی که می دانند با آنان که نمی دانند مساوی اند . و یا در آیه ای دیگر می فرماید « یرفع الذین آمنوا منکم و الذین اوتوا العلم درجات » بالا می برد مقام کسانی که ایمان آوردند و نیز گرامی داشت مقام کسانی که داده شده به آنان علم ، ولی گروه دوم از رخداد رنسانس در اروپا نتیجه منفی گرفتند و چنین پنداشتند که باید در جهان اسلام نیز آن ماجرا صورت گیرد و این گونه پندارها معلول عدم اطلاع از اسلام و تاکیدات زائد الوصف اسلام درباره علم و عالم و اشتباه در مقایسه اسلام و مسیحیت بود و جمعی نیز مغرضانه این واقعه را برای اجرای مقاصد شوم اجانب وسیله قرار دادند و آن را به صورت سوژه¬ای مناسب برای مبارزه با اسلام یافتند و شعار تفکیک دین از سیاست و علم را سر دادند ، گروه با اصطلاح روشنفکر و غربزده از دو دسته تشکیل شده¬اند جمعی که از اسلام اطلاعی ندارند و یا اطلاعات آنان به وسیله¬ی شرق شناسان و اسلام شناسان غربی و به وسیله استادان دانشگاهی اروپا و آمریکایی است و این طبیعی است که اطلاعات صحیح و اصیل را نداشته باشند و برخی دیگر افرادی هستند که دل در گروی مطامع بیگانگان دارند خدمتگزاران و مزدوران بامزد و بی مزد آنان به شمار می¬روند به همین علت است غربزدگان و با صطلاح روشنفکران خواهان تفکیک دین از سیاست و علم هستند. برگرفته از کتاب چرا…؟ جلد دوم نوشته حضرت آیت الله مجد