چرا غربزدگان و رفاه طلبان از حکومت لائیک جانبداری می کنند ؟

چرا غربزدگان و رفاه طلبان از حکومت لائیک جانبداری می کنند ؟

نویسنده: admin - ۱۳۹۷/۱۰/۲۶

چرا غربزدگان و رفاه طلبان از حکومت لائیک جانبداری می کنند ؟                                                  اصولاً شناخت و تعریف انسان مبتنی و همگون با فرهنگی است که بر او مسلط است ، انسان آن گونه می-اندیشد که به وی تلقینشده و انتخاب نوع فرهنگ نیز فرآیند خصلتهای روانی و عوامل بیرونی اوست وقتی انسان تمایلات و مطالبات مطلق و بینهایت داشت که برخواسته از انگیزه¬های درونی گزینش نوع تفکر و باور اوست همراه شد ، با زمینه و بستر همخوان اجتماعی و محیط تربیتی ، در این هنگام است که زایش اندیشه و فرهنگ خاصی را به ارمغان می¬آورد و ره آورد آن پایه و بنیان رویش حرکتها و تلاشها و اظهارنظرها و اساساً بینش او را ترسیم می¬کند اگر انسان جامعه را متکی بر پندار توحیدی بداند و همه چیز را به خدا منتسب نماید به ناچار اعمال خود را منطبق با دستورات و رامین خدا می¬کند ولی اگر انسان جهان را جولانگاه تاخت و تاز بداند و آن را فرصتی فراهم آمده برای کامیابی و لذت هرچه بیشتر بداند و آن را محل آماده شدن برای ورود به جهان پس از مرگ نداند قطعاً چنین فردی می¬خواهد در بکارگیری غرائز و امیال آزاد باشد و از مقررات و قوانینی که او را محدود می¬سازد متنفر است در مکتبهای الهی و ادیان آسمانی مهار و کنترل غرائز و خواهشها وجود دارد و شخص مومن باید از خیلی از چیزهایی که هواهای نفسانی از وی می¬طلبد پرهیز نماید ولی در اندیشه لائیک برای انسان آزادی مطلق هست و معتقد به آن می¬تواند تا حد امکان و توان خود به عیاشی و خوشگذرانی بپردازد او از خوردن مشروبات مست کننده و تماس با زنان روسپی و هر نوع ابزار و وسائل گناه و کارهای خلاف روگردان نیست برخلاف انسان مذهبی که باید ارضا غرائز و خواهشهای نفسانی خود را در محدوده و چهارچوبه مشخص دین و مذهب انجام دهد غرب زدگان و رفاه طلبان که تحت تاثیر فرهنگ امانیسم اصالت انسان قرار دارند خواهان حکومت لائیک هستند چون در آن حکومت برای ارضاء غرائز حد و مرزی نیست و تأمین کننده خواسته امانیسم است به همین علت است که غربزدگان و رفاه طلبان از حکومت لاییک طرفدارای می¬نماید.

اصولاً شناخت و تعریف انسان مبتنی و همگون با فرهنگی است که بر او مسلط است ، انسان آن گونه می-اندیشد که به وی تلقینشده و انتخاب نوع فرهنگ نیز فرآیند خصلتهای روانی و عوامل بیرونی اوست وقتی انسان تمایلات و مطالبات مطلق و بینهایت داشت که برخواسته از انگیزه¬های درونی گزینش نوع تفکر و باور اوست همراه شد ، با زمینه و بستر همخوان اجتماعی و محیط تربیتی ، در این هنگام است که زایش اندیشه و فرهنگ خاصی را به ارمغان می¬آورد و ره آورد آن پایه و بنیان رویش حرکتها و تلاشها و اظهارنظرها و اساساً بینش او را ترسیم می¬کند اگر انسان جامعه را متکی بر پندار توحیدی بداند و همه چیز را به خدا منتسب نماید به ناچار اعمال خود را منطبق با دستورات و رامین خدا می¬کند ولی اگر انسان جهان را جولانگاه تاخت و تاز بداند و آن را فرصتی فراهم آمده برای کامیابی و لذت هرچه بیشتر بداند و آن را محل آماده شدن برای ورود به جهان پس از مرگ نداند قطعاً چنین فردی می¬خواهد در بکارگیری غرائز و امیال آزاد باشد و از مقررات و قوانینی که او را محدود می¬سازد متنفر است در مکتبهای الهی و ادیان آسمانی مهار و کنترل غرائز و خواهشها وجود دارد و شخص مومن باید از خیلی از چیزهایی که هواهای نفسانی از وی می¬طلبد پرهیز نماید ولی در اندیشه لائیک برای انسان آزادی مطلق هست و معتقد به آن می¬تواند تا حد امکان و توان خود به عیاشی و خوشگذرانی بپردازد او از خوردن مشروبات مست کننده و تماس با زنان روسپی و هر نوع ابزار و وسائل گناه و کارهای خلاف روگردان نیست برخلاف انسان مذهبی که باید ارضا غرائز و خواهشهای نفسانی خود را در محدوده و چهارچوبه مشخص دین و مذهب انجام دهد غرب زدگان و رفاه طلبان که تحت تاثیر فرهنگ امانیسم اصالت انسان قرار دارند خواهان حکومت لائیک هستند چون در آن حکومت برای ارضاء غرائز حد و مرزی نیست و تأمین کننده خواسته امانیسم است به همین علت است که غربزدگان و رفاه طلبان از حکومت لاییک طرفدارای مینماید.